باران

نام دخترانه، لطیف   (اسم) [پهلوی: vārān] (زمین‌شناسی) قطره‌های آب که در نتیجۀ سرد و مایع شدن بخارهای آب موجود در جو زمین حاصل می‌شود و بر زمین فرو می‌ریزد. ⟨ باران بهاری: بارانی که در فصل بهار بیاید. ⟨ باران مصنوعی: بارانی که با پخش کردن مواد شیمیایی بر فراز ابرها به‌وسیلۀ هواپیما به‌ وجود […]

توضیحات بیشتر

بیتا

(تلفظ: bitā) بی‌مانند ، بی‌همتا ، یکتا .   بیتا. [ ب َ ] (هزوارش ، اِ) به لغت زند و پازند بمعنی خانه است که بعربی بیت خوانند. (از برهان قاطع). هزوارش بیتا ، پهلوی «خانک » (= خانه )… بیتا (خانه ). (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).

توضیحات بیشتر

بوسه

بوسه . [ س َ / س ِ ] (اِ مرکب ) مرکب از: بوس + ه (پسوند سازنده ٔ اسم ) قبله . ماچ . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). عملی که حاصل می گردد از انطباق لبها به روی صورت یا دست کسی از روی محبت و یا احترام . و یا انطباق لبها به […]

توضیحات بیشتر

بهناز

(تلفظ: beh nāz) خوش ناز و ادا . نازترين . بهترين ناز كننده و عاشق مرکب از به (زیباتر، خوبتر) + ناز (کرشمه، غمزه)  

توضیحات بیشتر

بهارک

(تلفظ: bahārak) ]بهار + ک(اَک)/-ak/ (پسوند شباهت)[ به معنای مانند بهار ، همچون بهار ؛ (به مجاز) زیبا با طراوت.   از مناطق کوهستانی و ییلاقی واقع در استرآباد

توضیحات بیشتر

بهاره

(تلفظ: bahāre) مربوط به بهار ، به عمل آمده در بهار ، منسوب به بهار . ← بهار .   ۱آواز قرقاول نر به هنگام بهار ۲شکوفه ی پرتقال   بهاره . [ ب َ رَ / رِ ] (ص نسبی ) گندم و غلات دیگر که در فصل بهار کارند. (فرهنگ فارسی معین ). مقابل پائیزه … […]

توضیحات بیشتر